تبلیغات
نیروی دریایی نیروی راهبردی - همکاری سازمان منافقین با کا.گ.ب
 
نیروی دریایی نیروی راهبردی
این وبلاگ تابع قوانین و مقررات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران می باشد و صرفا یک پایگاه اطلاع رسانی می باشد.

نیروی دریایی امروز در بسیاری از نقاط عالم و در کشور ما یک نیروی راهبردی است، به چشم یک نیروی راهبردی به نیروی دریایی باید نگریسته شود. سواحل جنوب شرق کشور که در اختیار نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی است، مناطق بسیار مهمی است و ظرفیت های بسیار خوبی برای پیشرفت دارد، به آنجاها اهتمام ورزید و اهمیت بدهید. دریانوردی ها را که امروز بحمدا... شکل پیشرفته ای نسبت به گذشته گرفته است، ادامه بدهید،به زیرسطحی ها اهمیت بدهید و توجه کنید، امکانات و تجهیزات پدافندی سطحی را در همه جا، بخصوص در دریاهای جنوب مورد توجه قرار بدهید. نیروی دریایی امروز بحمدا... ظرفیت های خوبی دارد،بحمدا... فرماندهی خوبی هم دارد.امروز تلاش شما میتواند ثمرات زیادی را به بار بیاورد و شکوفایی برای شما، برای نیروی دریایی،برای کل ارتش جمهوری اسلامی و برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی،انشإا... به بار بیاورد. این را از خدا میخواهیم،به او دل می بندیم و مطمئنیم که آنچه را که او اراده کند و اراده خواهد کرد به آن خواهیم رسید. بیانات فرماندهی معظم کل قوا در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره)- سال1388

درباره وبلاگ



درکشورعشق مقتدا خامنه ایست فرماندهی کل قوا خامنه ایست... دیروزاگرعزیز مصر یوسف بود... امروز عزیز دل ما خامنه ایست... مدیر وبلاگ : یاسر علیزاده
عکس مدیر وبلاگ



بالای سرم عکس تو را نصب نمودم یعنی که سر من به فدای قدم تو.... مدیر وبلاگ : یاسر علیزاده
نوای بینوایی



دانلود کد پخش کننده رهبر1
صفحه آسمانی



مطالب اخیر
نویسندگان

اولین پرونده جدی جاسوسی که جمهوری اسلامی با آن درگیر شد تنها چند روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اسفند ماه ۵۷ گشوده شد. در شرایطی که جاسوسان روس از عدم وجود هر گونه مانعی بر سر راه خود مطمئن بودند یکی از جاسوسان پرنفوذ کا.گ.ب در ایران با نام مستعار «سیکو» شناسایی شد.


به گزارش بولتن، دستگیری محمدرضا سعادتی (سیکو) عضو سرشناس و با سابقه سازمان مجاهدین خلق به اتهام داشتن ارتباط ویژه اطلاعاتی و جاسوسی با عوامل کا.گ.ب و سفارت شوروی در تهران که در اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ اتفاق افتاد ولی خبر آن در اواخر خرداد ماه منتشر شد فضای ملتهبی را در پی داشت که باعث شد سازمان مجاهدین آشکارا اما به مرور مواضع خود مبنی بر رویارویی با نظام نوپای جمهوری اسلامی را ظاهر سازد. محمدرضا سعادتی یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که در دادستانی انقلاب تهران کار میکرد به جرم جاسوسی برای شوروی دستگیر شد. اتهام سعادتی این بود که با استفاده از موقعیتش ـ دسترسی به پروندههای متهمین رژیم شاه و افراد ساواک ـ بخشی از پرونده سرلشگر مقربی که از افسران رده بالای ارتش پهلوی بود و حدود ۲۵ سال فعالیت مخفیانه با حزب توده داشته و برای کا.گ.ب نیز جاسوسی میکرد را در اختیار روسها قرار داده بود. البته سعادتی با پذیرش این اتهام آن را در چارچوب مبادله اطلاعات با سازمان جاسوسی شووری میدانست!
واکنش سازمان مجاهدین در قبال اتهام جاسوسی سعادتی این بود که عمل سعادتی جاسوسی نبوده و تنها مبادله اطلاعاتی بوده که به نفع کشور و دولت نیز تمام خواهد شد. آنها برای اثبات ادعای خود در طول جریان محاکمه سعادتی به نامههایی اشاره نمودند که در اختیار حاج سید احمد خمینی و بنی صدر رئیس جمهور وقت قرار داده بودند تا اطلاعات مربوط به برخی تهدیدات احتمالی از جانب امریکا را که از طریق همین تبادل اطلاعات با شووری به دست آورده بودند گوشزد کنند. در تاریخ ۲۳ خرداد ۵۸ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برخی اسناد و خلاصه گزارش ماموریت سعادتی و بخشی از اظهارات وی در بازجویی را منتشر کرد. روزنامه جمهوری اسلامی و چند نشریه دیگر نیز متن کامل با بخشهایی از بیانیه مجاهدین انقلاب را منتشر ساختند. سابقه ماجرا و پیوند اطلاعاتی سازمان مجاهدین خلق با شوروی بعدها بدین شرح آشکار گردید: «متعاقب دستور صادره از کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شووری رزیدنسی [پایگاه] کا.گ.ب در تهران موفق شد در روز ۱۴ فوریه ۱۹۷۹/۲۵بهمن۵۷ مستقیما با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فدائیان خلق تماس بگیرد. این کار توسط ولادیمیر فیسینکو که از افسران رزیدنسی و از کارشناسان مسائل ایران محسوب میشد و به دلیل داشتن موهای مشکی و چشمان قهوهای تیره شباهت فراوانی به ایرانیان داشت صورت گرفت. آن روز فیسینکو مستقیما با مراجعه به مرکز رهبری هر دو سازمان مجاهدین و فدائیان خلق خود را نماینده رسمی اتحاد جماهیر شووری برای گفتگو و تماس مستقیم با آنان معرفی کرد. سران دو سازمان ابتدا تردید و دودلی نشان دادند اما بالاخره قرار شد که تماسهای مورد نظر به صورت غیر مستقیم در اروپا انجام گیرد در این ملاقات هر دو گروه از دولت شووری تقاضای ارسال فوری اسلحه داشتند ولی فیسینکو به جای جواب فقط به بیان این مطلب بسنده کرد که خواستههای آنان را به مسکو گزارش خواهد داد.



روابط کا.گ.ب با سازمان مجاهدین به خوبی پیش رفت و گسترش مییافت زیرا پایگاه کا.گ.ب در تهران از طریق فیسینکو توانسته بود پس از مدتی رهبران سازمان را متقاعد کند که روسها میتوانند تماسهای خود را با آنان به صورتی کاملانه محرمانه و با در نظر گرفتن کلیه جوانب احتیاط به گونهای برقرار کنند که مقامات رژیم جدید در ایران هرگز نتوانند به ارتباطها پی ببرند از جمله اخبار مهمی که به مقامات اطلاعاتی روسیه شووری رسید. این بود که در جریان حمله به ارگانهای رژیم شاه آرشیو اسناد ساواک در اختیار سازمان قرار گرفته است. وقتی این خبر را به مرکز منتقل کردیم آنها بلافاصله از خود واکنش نشان دادند و طی تلگرامی از مسکو خطاب به ما چنین نوشتند:
«… ماجرای سرلشگر مقربی یکی از بزرگترین اشتباهات رزیدنسی کا.گ.ب در تهران محسوب میشد و به همین جهت زیاد هم حیرت انگیز نبود که مقامات مرکز در مسکو این چنین تشنه آگاهی به علل لو رفتن سرلشکر مقربی باشند. این درخواست روسها نیز توسط سعادتی به سازمان منعکس و شخصی به نام اکبر طریقی که از اعضای سازمان بود و در دادستانی انقلاب اسلامی کار میکرد با استفاده از حکم دادستانی انقلاب که به وی اجازه امانت گرفتن پروندههای ماموری اطلاعات ارتش را داده بود در تاریخ ۲۹/۱/۵۸ بطور غیر مجاز اقدام به گرفتن پرونده مقربی مینماید و پرونده را در اختیار سازمان مجاهدین قرار میدهد. درباره کشف ارتباط سیکو و فیسینکو عباس امیر انتظام در خاطرات خود گفته است:
«… در یکی از روزهای اسفند ۵۷ منشی به من اطلاع داد که شخصی میخواهد به ملاقات من بیاید و یک مسئله امنیتی را در میان بگذارد پس از توافق من مردی در حدود ۵۰سال با قدی متوسط با لباس رسمی و کروات به اتاقم آمد من صندلی طرف راست خودم را به او تعارف کردم پس از نشستن به من گفت که کارمند و عضو اداره ضد جاسوسی ساواک است طبق خبر او قرار است در ساعت ۵بعداز ظهر امروز یکی از دیپلماتهای سفارت شوروی به دیدن یک ایرانی در ساختمانی در میدان ۲۵شهریور برود و چیزهایی را در اختیار فرد ایرانی قرار دهد. ضمنا گفت که طرف ایرانی عبدالعلی نامیده میشود و این فرد آمده بود تا کسب تکلیف کند. مطالب را بلافاصله به اطلاع نخست وزیر رساندم. ایشان دستور داد که ان شخص مساله را تعقیب کند ولی آقای بازرگان از شنیدن نام عبدالعلی که نام یکی از فرزندانش بود ناراحت شده بود. کارمند اداره ضد جاسوسی ساواک به کارش ادامه داد و روز بعد گزارش کارش را به من داد که به اطلاع نخست وزیر رساندم. بعدها وی گفت عبدالعلی را دستگیر کردهاند و نام واقعی این فرد محمدرضا سعادتی است که با دستگاههای عکاسی مخصوص جاسوسی که از دیپلمات روسی دریافت کرد دستگیر شده است. من تا آن روز نمیدانستم که محمدرضا سعادتی کیست و به چه گروهی وابسته است.



خسرو تهرانی درباره سعادتی چنین میگوید: «سعادتی از آن دسته مهندسین ذوب آهن بوده که در روسیه درس خوانده بودند به همین دلیل به نظر میرسد که روسها او را قبل از سالهای دهه پنجاه خریده بودند. به نظر من سعادتی توی روسیه کارهایی کرده چون اینها مهندسان ذوب آهن دو یا سه سال برای کارآموزی به روسیه رفتند. اما چگونگی دستگیری سعادتی توسط ماموران سپاه پاسداران و دادستانی به شرح ذیل است:



«ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مروخه ۵/۲/۵۸ مشاهده گردید که یک نفر مرد روسی از اتومبیل پیاده شد و در خیابان دیبا منشعب از خیابان روزولت وارد شرکت نولکو گردید در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسی به نام ولادیمیر فیسینکو دبیر اول سفارت روس میباشد و مرد تماس گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین است… چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت ۱۷مورخه ۶/۲/۵۸ با افسر اطلاعاتی شووری جهت مبادله اسناد و مدارک ملاقات مینماید لذا بررسیهای لازم به عمل آمد و ۵دقیقه قبل از شروع ملاقات مامورین به شرکت وارد شوند و مرد تماس گیرنده و مدارک را ضبط نمایند. پس از دستگیری مرد تماس گیرنده فیسینکو جهت ورود به شرکت نولکو مراجعه نمود ولی توسط مامورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود و وی بعد از خروج از شرکت سوار اتومبیلی که توسط سه نفر مامور شووری هدایت میشد و منطقه را ترک نمود. در بازرسی بدنی از مرد تماس گیرنده مشخص شد که مسلح به اسلحه کمری میباشد و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت که حاکی از همکاری این شخص با سرویس اطلاعات شووری باشد به دست آمد. ولی سرانجام حکمی که برای سعادتی صادر شد از درجه تخفیف بالایی برخوردار بود طوری که برای خود سازمان صدور حکم اعدام از قریب ترین احتمالات بود با اعلام حکم ۱۵سال زندان برای سعادتی جامعه قدری آرام شد. هر چند سعادتی در سال ۶۰ به اتهام شرکت در طراحی ترور شهید کچویی در زندان اوین مجددا مورد محاکمه قرار گرفت و محکوم به اعدام شد.



یکی از نکات عجیب این پرونده آن است که سعادتی به رغم آنکه به اتهام جاسوسی دستگیر شده بود و طبیعتا نباید از امکان تبادل اطلاعات با بیرون برخوردار میبود به راحتی با خارج از زندان در اتباط بود و به عنوان نمونه میتوان به نامه وی در پی درگیری سازمان با مردم در ۱۶آذر۵۸ اشاره کرد که در شماره ۱۶۰نشریه مجاهد به چاپ رسید و در ان مخالفان سازمان را چماقدار توصیف نمود او همچنین در همین دوره با همسر خویش که از اعضای اصلی منافقین بود نیز ملاقات داشته است.





نوع مطلب : سرویسهای اطلاعاتی، 
برچسب ها :





ساعت



لوگوی حمایتی ما
لوگوی دوستان
ارتباط با سامانه فرماندهی آجا



ارتباط با سامانه فرماندهی آجا

ارتباط با سامانه فرماندهی نداجا



ارتباط با سامانه فرماندهی نداجا

تلویزیون آنلاین



آب و هوا مناطق نیروی دریایی ارتش ج ا ا



 
 
بالای صفحه